الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

299

الغدير ( فارسي )

به خوىهاى بزرگوارانه و نه به سرمايه‌هاى ارجمند جان و نه به نشانه‌ها و بينشها و نه به پايگاه هائى و الا و برداشتن گامهائى بس بلند در راه خدا ، و كارى است كه سرپرست آن هر چه به جا آرد بازخواست ندارد ، اگر هم دستورهاى كيش را به دور افكند و آئينهاى كيفرى را به كار نبست باز بر كنار نمىشود و تا هنگامى كه ميان تودهء خود نماز را بر پاى بدارد از او جدائى نمىگزينند و با وى ستيزه نمىكنند - كه گستردهء اين سخنان را شنيدى - پس چه باز مىدارد ما را كه بگوئيم چنين كارى كه ويژگىهايش آن است گرانبار سنگينش را بر دوش كسانى همچون آن گور كن - بو عبيدهء جراح - بنهيم ؟ و او را با جامهء جانشينى پيامبر بيارائيم ؟ و چه انگيزه اى از خليفهء نخست جلوگيرى مىكند كه چنين كسى - يا يار همراهش - را در آغاز كار بر خود پيش بياندازد ؟ و چرا نبايد كسانى را برگزينيم كه تنها مىتوانند آنچه را كه اندكى پيشتر نوشتيم به انجام رسانند ؟ همانچه امام را براى بر پا داشتن آن مىگمارند هر چند آنچه را بر گردن او است با يارى ميانجيان و جلوداران خود و كسانى كه به كار او مىپردازند به جا آرد . و شايد هم كسى كه سرسختى و درشتى و تندخوئى و بىپروائى و هماننده‌هاى اين منشها را داشته باشد چه بسا اگر سياست روز بخواهد شايسته تر از ديگران براى كار به شما رود ! در پيش انداختن كهتر بر برتر ، بيشتر كسان از خليفه پيروى كرده‌اند . قاضى در مواقف مىنويسد : بيشتر كسان برآنند كه امامت كهتر با بودن برتر رواست زيرا شايد براى امامت شايسته تر از برتر باشد چون آنچه در سرپرستى هر كارى نيازمند آنيم يكى شناخت انگيزه هائى است كه شايستگى و تباهى كار را در بردارد و ديگرى داشتن نيرو براى برخاستن به آنچه بايستهء كار مىنمايد . و چه بسا كسى كه دانش و كردار او كمتر است آشنائى بيشترى با راهبرى دارد و بايستگىهاى آن دروى استوارتر باشد ، گروهى نيز دو راه گشوده و گفته‌اند بر گماشتن برتر - اگر آشوبى در بر ندارد - بايسته است و گرنه نه و شريف جرجانى گفته نمونه اش در جائى است كه سپاهيان ؛ تن به فرمانبرى از كهتر بدهند و نه مهتر . « شرح مواقف » ج 3 ص 279